تبلیغات
*★*::korea love ::*★* - سفربه زمان 6
*★*::korea love ::*★*
جمعه 19 مهر 1392 :: نویسنده : chi hoon
به قصر میرسن همه نگران شده بودن به همه توضیح میدن چی شده بود
پیش شاه میرن تا براش توضیح بدن
شاه:این همه وقت کجا بودین همه ی ما نگران شده بودیم ..بعد رو میکنه به وزیرش میگه بانو رو بیارید حتما تا الان از نگرانی قلبش گرفته
جونگی:سرورم ما نمیخواستیم اینجوری بشه لطفا آروم باشید
شاه:من از شما ممنونم که به دخترای من کمک میکنید ..شما مورده احترام من هستین
هیون:از لطف شما بینهایت سپاسگزاریم..لطفا دخترا رو شماتت نکنید..دختران شما قلب مهربونی دارن و برای کمک کردن به روستایی ها رقتن که شما نگران شدید
در باز میشه بانو وارد اطاق میشه با حالتی پریشان و رنگ پریده دختراشو بغل میکنه
بانو:آه خدای من ..خدارو شکر که اتفاقی براتون نیفتاده بود
هیون و جونگی وارد اتاق شون میشن
هیونگ:چه عجب اومدین کجا سرتون گرم بوده تا الان ........
ادامه....
به قصر میرسن همه نگران شده بودن به همه توضیح میدن چی شده بود
پیش شاه میرن تا براش توضیح بدن
شاه:این همه وقت کجا بودین همه ی ما نگران شده بودیم ..بعد رو میکنه به وزیرش میگه بانو رو بیارید حتما تا الان از نگرانی قلبش گرفته
جونگی:سرورم ما نمیخواستیم اینجوری بشه لطفا آروم باشید
شاه:من از شما ممنونم که به دخترای من کمک میکنید ..شما مورده احترام من هستین
هیون:از لطف شما بینهایت سپاسگزاریم..لطفا دخترا رو شماتت نکنید..دختران شما قلب مهربونی دارن و برای کمک کردن به روستایی ها رقتن که شما نگران شدید
در باز میشه بانو وارد اطاق میشه با حالتی پریشان و رنگ پریده دختراشو بغل میکنه
بانو:آه خدای من ..خدارو شکر که اتفاقی براتون نیفتاده بود
هیون و جونگی وارد اتاق شون میشن
هیونگ:چه عجب اومدین کجا سرتون گرم بوده تا الان ........
یونگی:ای بابا شما که هنوز زنده این ..دلمون خوش کرده بودیم مردین دیگه سرو کله تون پیدا نمیشه
کیو:اینا جون به عزراییل نمیدن چه برسه اینجاکه توی چوسانیم
جونگی:خفه شید بابا ...هیونگ بکش کنار باد بیاد ...
هیون:شلوغش نکنید ما فقط تو دردسر افتادیم ...(قضیه رو واسشون تعریف میکنه)
هیونگ:چشم و دلم روشن اگه کمپانی بفهمه شب رو با دو تا دختر اهل چوسان بودین بیچاره میشین
جونگی:مگه چی کردیم خیلی محترمانه باهم خوابیدیم اونا اون ور ما این ور...
یونگی:ای ناقلا ...راستی شما که نبودین یه خبرایی بود ...قراره بانو یه مسابقه آشپزی تو دربار بزاره که همه ی مردم چه پولدار چه فقیر میتونن شرکت کنن جایزه هم داره ..هر کی ببره هر چی از شاه بخواد بهش میده
کیو: به لطف اون همه برنامه آشپزی که رفتیم الان یه چیزایی بلدیم نظرتون چیه ما هم شرکت کنیم
جونگی:نمردی یه حرف درست زدی ..اگه ما برنده بشیم میتونیم اون انگشتری که دسته شاهه رو ازش بگیریم ..دخترا میگفتن عینه انگشتره ماست
هیون:آره اون انگشتر شاید راهه برگشته ما باشه حتما باید شرکت کنیم
فردای اون روز خبر مسابقه آشپزی کل شهرو فرا میگیره تکاپویی تو شهر بوجود میاد همه مردم مشتاق شرکت در مسابقه بودن
اما مسابقه شرایطی داشت ...دو زوج با یکدیگر حق شرکت در مسابقه داشتن یک مرد و یک زن ...و باید غذابا طعم جدیدی رو برای شاه آماده میکردن
وقتی پسرا شرایط مسابقه رو میفهمن
جونگی:ای بابا زوج از کجا پیدا کنیم تو این بدبختی ..بریم مخ کی رو بزنیم
هیون :واقعا این شاه انگار نمیخواد کسی به یه نون و نوایی برسه
کیو:یه فکری دارم ..چطوره از دخترا بخوایم ما رو همراهی کنن گفتن یک زن و یک مرد حق شرکت داره
جونگی:میگم تو اینجا بمون کم کم داری شکوفا میشی چوسان بهت ساخته قشنگ مخت به کار افتاده هااااا
همه پسرا با هم میخندن
راه میفتن تا به دخترا خبر بدن
النازصدای در میشنوه :بله ..
هیون:پرنسس ما هستیم اگه میشه در رو باز کنید برای کاری اومدیم
الناز با حالت دست پاچگی سر و وضع خودشو درست میکنه به بقیه دخترا خبر میده در رو باز میکنه
الناز:سلام ..بفرمایید داخل..حتما کار مهمی دارید
پسرا بعد از سلام و احوال پرسی در خواست خودشون مطرح میکنن
عارفه:یعنی شما از میخواید که زوج شماها بشیم
جونگی:مگه چه اشکالی داره تازه از خداتون باشه ..والاااااااااااا
هیون :شما خودتون میدونید این مسابقه حکم زندگی ما رو میتونه داشته باشه شاید راهی واسه رفتن پیدا کردیم
شادی:من قبول میکنم شماها خیلی به ما کمک کردین (نگاهش فقط به سمته یونگیه)
صبا:دخترا باید قبول کنیم به کمک ما احتیاج دارن ...
الناز:ولی فقط قبول کردن ما کافی نیست باید با پدر هم صحبت کنیم که آیا اجازه میده
عارفه :ما الان پیش پدر میریم ازش سواال میپرسیم..لطفا منتظر باشید تا برگردیم
جونگی:انگار ازشون خاستگاری کردیم 10 ساعته رفتن برگردن ..چرا نمیان خسته شدم
هیون:اگه قبول نکنن باید یه فکر دیگه ای کنیم
الناز وارد اطاق میشه:بانو قبول نمیکردن اما پدر راضی شون کردن که به شما شانسی بدن
پسرا خوشحال از شنیدن این حرف دست میزنن
مسابقه قراره 5 روز دیگه در محوطه ی قصر شروع بشه شرکت کنندگان باید مواد اولیه غذا رو تهیه کنن و فقط 2 ساعت وقت دارن که غذا آماده بشه
در روز مسابقه:
پسرا هر کدوم با زوج هایی که انتخاب کردن وارد محوطه میشن
ابتدا عارفه و جونگی وارد میشن..سپس الناز به همراهه هیون..هیونگ و صبا..شادی و یونگی و در آخر کیو و تینا
هر کدوم از زوج ها در سر جای تعیین شده ی خود قرار میگیرن
جونگی :پرنسس شما دست به هیچی نزن فقط هر چی من خواستم سریع به دستم برسون که وقت کم نیاریم
عارفه با حرکت سر تایید میکنه
تمام شرکت کنندگان سر جاهای خودشون بودن و آماده ی شروع...در سر هر میز تمام مواد وجود داشت تا استفاده کنن
بانو اجازه ی شروع مسابقه رو میده
همه ی پسرا مواد اولیه که برای غذاشون میخواستن داشتن یا خودشون از شب قبل آماده کرده بودن
بعد از 2 ساعت اعلام میشه که وقت تمومه و همه ی شرکت کننده ها باید غذاشون رو برای شاه ببرن
نوبت به پسرا میشه که هر کدوم با زوج خودشون باید پیش شاه برن
شاه:به به میخوام بدونم که شما پسرای افسانه ای چی پختین لطفا در موردش توضیح بدین
جونگی:سرورم من یه غذای جدید درست کردم که شما تا حالا نخوردین امیدوارم لذت ببرین
غذای ما اسمش پاستا با خرچنگ سرخ شده ...(جونگی شب قبل آردو خمیر درست کرده بود و اونو به صورت رشته بریده بود تا باهاش پاستا درست کنه)
شاه:اسم قشنگی داره ..یه ذره میزاره دهنش...چند دقیقه بعد
شاه:واقعا خوشمزه س تا به حال نخورده بودیم ...لطفا از این به بعد برایمان درست کن ...بانو هم خوشش میاد
نوبت به هیون و الناز میرسه
هیون:سرورم غذای ما اسمش پیتزا ..شاید واسه شما اسمش عجیب باشه و تو شهر ما همه ی مردم ازش لذت میبرن و دوس دارن(هیون سعی کرده بود از سبزیجات و گوشت گاو استفاده کنه و شب قبل نون پیتزا رو و گوجه و مواد دیگه سس رو درست کرده بود )
شاه:شما پسرا دارید منو غافل گیر میکنید واقعا غذای لذیذی ست ..این همه هنر از کجا یاد گرفتید ..من واقعا لذت بردم
نوبت به هیونگ و صبا میرسه تا غذاشون نزد شاه ببرن..
این داستان ادامه دارد..




نوع مطلب : سفربه زمان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 18 شهریور 1396 02:14 ق.ظ
Hi there, I believe your site could be having internet browser compatibility issues.
Whenever I take a look at your web site in Safari, it
looks fine however, when opening in IE, it's got some overlapping issues.
I merely wanted to provide you with a quick heads up!
Other than that, excellent blog!
جمعه 6 مرداد 1396 05:51 ب.ظ
I was wondering if you ever thought of changing the layout of
your blog? Its very well written; I love what youve got to say.
But maybe you could a little more in the way of content so people could connect with it better.
Youve got an awful lot of text for only having 1 or 2 pictures.
Maybe you could space it out better?
جمعه 6 مرداد 1396 06:26 ق.ظ
Howdy! Quick question that's entirely off topic. Do you know how to
make your site mobile friendly? My web site looks weird when viewing from
my iphone. I'm trying to find a theme or plugin that might be able to fix this issue.
If you have any recommendations, please share. With
thanks!
شنبه 31 تیر 1396 06:11 ب.ظ
What i do not understood is in reality how you're no longer actually a lot more well-liked
than you may be right now. You're very intelligent. You know thus considerably in relation to this topic,
produced me individually consider it from numerous numerous angles.
Its like women and men are not involved except it is
something to accomplish with Girl gaga! Your individual stuffs nice.
At all times handle it up!
سه شنبه 20 تیر 1396 06:58 ب.ظ
My relatives every time say that I am wasting
my time here at web, however I know I am getting know-how everyday by reading such pleasant articles or reviews.
دوشنبه 12 تیر 1396 04:46 ب.ظ
Glad to be one of many visitants on this awful internet
site :D.
یکشنبه 21 خرداد 1396 02:41 ب.ظ
Just what I was searching for, appreciate it for putting up.
دوشنبه 1 خرداد 1396 10:12 ب.ظ
Heya i'm for the first time here. I found this board and I find It
truly useful & it helped me out a lot. I
hope to give something back and help others like you helped me.
پنجشنبه 7 اردیبهشت 1396 01:48 ق.ظ
It's awesome to visit this website and reading the views of all friends regarding this paragraph, while I am also eager of getting know-how.
یکشنبه 3 اردیبهشت 1396 06:41 ق.ظ
My spouse and I stumbled over here coming from a different web
page and thought I may as well check things out. I like what I
see so now i'm following you. Look forward to checking out your web page repeatedly.
شنبه 2 اردیبهشت 1396 05:29 ق.ظ
We stumbled over here coming from a different website and
thought I should check things out. I like what I see so i am
just following you. Look forward to going over your web page for a second time.
چهارشنبه 23 فروردین 1396 04:56 ب.ظ
all the time i used to read smaller posts which also clear their
motive, and that is also happening with this post which
I am reading now.
سه شنبه 22 فروردین 1396 03:25 ق.ظ
I'm not sure where you're getting your information, but great topic.
I needs to spend some time learning much more or understanding more.
Thanks for fantastic information I was looking for
this information for my mission.
یکشنبه 13 فروردین 1396 11:52 ق.ظ
Hi to every body, it's my first pay a visit of this web site; this webpage consists of remarkable and genuinely excellent data designed for visitors.
جمعه 3 آبان 1392 12:34 ب.ظ
خیلی خوب وخنده دار است واقعا ممنون.
nazanin87 ممنونم
جمعه 3 آبان 1392 12:31 ب.ظ
خیلی خیلی عالی است.
nazanin87 دست شما درد نکنه
جمعه 3 آبان 1392 12:25 ب.ظ
واقعا ممنون که این داستان بسیار زیبا را ادامه می دهید خیلی خنده دار و قشنگ است از نویسنده ی آن بسیار ممنونم همینطور ادامش بده
nazanin87 نویسنده اشم خیلی از شما ممنونه
یکشنبه 28 مهر 1392 11:40 ب.ظ
واااااااااای من شام نخوردم گشنم شد
nazanin87 برو یک چیزی کوفت کن هانی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ

سلام به اینجا خوش نیومدید ( خونه ی خود آدم که خوش آمد گویی نداره ^_^ ) امروز یک روز جدیده ، هم توی زندگی من هم شما ... سعی کنیم اینجا یک روز خوب رو با هم بسازیم طوری که بعدا ارزش این رو داشته باشه که جزو خاطراتمون محسوب بشه ^_- پس یوروبون آجا آجا فایتینگگگگگگگگگگ
مدیر وبلاگ : nazanin-admin
نظرسنجی
دوست دارین توی این وب چی چیزایی گذاشته بشه؟





دوست دارین توی این وب چی چیزایی گذاشته بشه؟





دوست دارین توی این وب چی چیزایی گذاشته بشه؟





جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
کدهای جاوا اسکریپت