*★*::korea love ::*★*
یکشنبه 13 مرداد 1392 :: نویسنده : chi hoon
الی:ولی یه ذره که دقت کنیم ادمای بدی هم نیستن بهتره کمکشون کنیم باید جالب باشه
عارفه:منم موافقم .ماجراجویی خوبی میشه
دخترا به سمته پسرا برمیگردن و ..
عارفه:ماتصمیم گرفتیم که به شما کمک کنیم اما به یه شرطی
جونگی:چه شرطی؟
عارفه:شما بعد از اینکه کمکتون کردیم باید برده ما بشین و واسه ما کار کنیدو از ما اطاعت کنید
جونگی و بقیه پسرا بدون معطلی قبول میکنن
دخترا چند دست لباس گرون قیمت واسشون میارن اونا میپوشن(خیلی بامزه میشن فکر کنید با اون لباسا هههه)
پسرا از لباسا خوششون اومده بودشروع کردن به مسخره بازی درآوردن جونگ مین هیونگو بغل کرده بود باهاش سالسا میرقصد حرکات باله انجام میدادن
الی:اینا چرا اینجوری میکنن ..نکنه دیوونه ن
عارفه:آهای شما پسرا چه خبرتونه صداتون کل اطاق گرفته اگه الان نگهبان بیاد همه تون میبره 
شادی:بابا ولشون کن خیلی نازو سکسی ان 
الی:حالا که لباس پوشیدین بگین شما کی هستین از کجا اومدین چرا سرو وضعتون اینجوریه
هیون :ما یه گروهه خواننده هستم ss501 من رهبرشونم ما تو سال 2013 بودیم وسط خوندن بودیم که از اینجا سر درآوردیم
صبا:یعنی شما میخواید که ما حرفتون باور کنیم
هیونگ:په نه په.یه نگاه به ما بنداز کجای ماشبیه مردای دوران شماست 
شادی:راس میگه دیگه اینا خیلی بامزه ن (یه نگاهی با عشوه به یونگی میکنه)
جونگ مین:میگم زیادم بد نیستا ما اومدیم اینجا داره کم کم از اینجا خوشم میاد 
همین جور در حال صحبت بودن که یهو صدای نگهبان میاد که پشت در واستاده میپرسه پرنسس ها وقته خاموشیه به چیزی احتیاج ندارید
دخترا با دستپاچگی از پشت در میگن نه ممنون
همین که نگهبان میره پسرا یه نفس راحت میکشن
الی:اینجوری نمیشه شمااینجا باشین باید برید وگرنه تو دردسر میفتیم 
هیون:ما جایی رو نداریم بریم آخه کجا بریم
جونگی:داشتم از ترس سکته میکردم خدایا اگه میخوای مارو بکشی حداقل سرمونو بالای دار نبر
عارفه:من یه فکری دارم بهتره شما رو ببریم خونه ی دایه فعلا اونجا کسی زندگی نمیکنه 
تینا:آره فکر خوبیه ..رو میکنه به الناز و عارفه میگه اونارو به خونه دایه ببرن زود برگردن 
هیون:بیرون پر از نگهبان بود شما بزارید امشبو ما اینجا بمونیم فردا صبح بریم الان خطرناکه
الناز:آره حق با ایشونه باید صبح بریم ..شما پسرا برید اون طرف اطاق بخواید لطفا بی سرو صدا تا کسی نفهمه
جونگمین:پسرا همه به صف بشین به دخترا شب بخیر بگین حالا جیش بوس لالا 
هیونگ:پسر تو دوره ی چوسانم دست از دلقک بازی در نمیاری
نصفه شب که میشه جونگ مین دست شویی ش میگیره همه خوابن به جز هیون
هیون:جونگی چته بگیر بکپ بزار بخوابیم 
جونگی:داداش دارم میترکم من باید خودمو برسونم به دستشویی ..یا دستشویی خودشو به من برسونه دارم هلاک میشم ..
هیون :نصفه شبی از کجا واسه تو دستشویی پیدا کنم تو این دوران بدبختی 
جونگی:داداش پاشو یه ظرفی چیزی بیار من دیگه طاقت ندارم تازه دارم حس مامانمو که منو زایید درک میکنم 
هیون:آروم تر ..صداتو بیار پایین ..یه لحظه بلند شو بریم از دری که اومدیم اون بیرون کارتو بکن برگردیم
از در مخفی میان بیرون جونگی کارشو میکنه 
جونگی:داداش چه حس خوبیه انگار دوباره متولد شدم 
هیون:خیره سرت ..شب چی خورده بودی دوران چوسان با این بویی که راه انداختی الان نابود میشه..
جونگی:داداش بهت قول میدم صبح بیای ببینی همونجا درختی .گلی سبز شده
هیون :شلوغش نکن بیا بریم تو الان یکی میاد 
صبح که میشه دخترا بالا سر پسرا واستاده بودن
الناز:خدایا عین مرده ها خوابیدن..
شادی:خوابیدنشونم قشنگه ..وای چه مژه هایی دارن
عارفه:باید بیدارشون کنیم تا برن خونه دایه وگرنه خر بیار باقالی بار کن 
پسرا از صدای دخترا بیدار میشن خودشونو جمع و جور میکنن 
النازو عارفه قراره پسرارو ببرن خونه دایه از در مخفی خارج میشن
همین جور که داشتن میرفتن 
جونگی:داداش اونجارو نگاه کن گل در اومده 
هیون:چی میگی 
جونگی:دیشب اومدم آبیاری کردم بهت قول دادم که گلی درختی دربیاد نگاه کن حالشو ببر ..خدمت به دوران چوسان با کود انسانی
هیون:خدایا جلل خالق..واقعا گل دراومده ..میگم بیا همین جور که راه میریم آبیاری کن یه پارک اینجا بساز
جونگی:بد فکری هم نیست 
همه پسرا با هم میخندن به راه ادامه میدن





نوع مطلب : سفربه زمان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 16 مرداد 1392 10:51 ق.ظ
سلام داستان قشنگیه این قسمت خیلی باحال بود فقط خیلی دیربه دیر می ذاری
chi hoon مرســــــــــــــــــــــــی
چشم یه مدت نبودم اخه


درباره وبلاگ

سلام به اینجا خوش نیومدید ( خونه ی خود آدم که خوش آمد گویی نداره ^_^ ) امروز یک روز جدیده ، هم توی زندگی من هم شما ... سعی کنیم اینجا یک روز خوب رو با هم بسازیم طوری که بعدا ارزش این رو داشته باشه که جزو خاطراتمون محسوب بشه ^_- پس یوروبون آجا آجا فایتینگگگگگگگگگگ
مدیر وبلاگ : nazanin-admin
نظرسنجی
دوست دارین توی این وب چی چیزایی گذاشته بشه؟





دوست دارین توی این وب چی چیزایی گذاشته بشه؟





دوست دارین توی این وب چی چیزایی گذاشته بشه؟





جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
کدهای جاوا اسکریپت

                    
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic