تبلیغات
*★*::korea love ::*★* - سرنوشت باور نکردنی 18
*★*::korea love ::*★*
یکشنبه 12 شهریور 1391 :: نویسنده : ilsa♥✿ili♥✿
سلام 
خوفیددددددددد
دلم براتون تنگ شده بود 
خب اینم به قسمت دیگه خیلی مضخزفت خودم میدونم

خودش در و باز کرد و دید که هینا داره لباس عوض میکنه و تعجب کرد ه بود 

زود در و بست

فلش بک هینا

هدفون رو گوشم گذاشته بودم و صداشو تا اخر کرده بودم

هیچ وقت فکر نمیکردم یونگ یا....... بیان به اتاقم اخه دلیلی نداشتند

همون موقع داشتم لباس عوض میکردم و حواسم هم به اهنگ بود و چیزی نمیشنیدم یکدفعه یونگ درو باز کرد من خشکم زد و یونگ هم از تعجب درو بست

هدفون رو از رو گوشم برداشتم و لباسمو عوض کردم

.........

بعد از چند دقیقه یونگ در زد

هینا :بله

یونگ:میشه بیام تو

هینا:بیا

یونگ پشت در دستشو مشت کرده بود میخواست بزن تو دهنش ولی از به طرف  دلش براش می سوخت

یونگ رفت داخل

هینا:کارم داشتی(اصلا رو خودش نمیاره)

یونگ هم همین طوری

یونگ :میخواستم بگم بهت ببخشید

هینا:حالا گفتی کارت تموم شد

یونگ بدون حرفی از اتاق بیرون رفت و در محکم بست

ایلی:ممکنه بازم دعواشون شده باشه

کیمی:بریم بالا

هیون :بیان ما هم بریم همشون با عجله رفتند بالا

هیونگ:یونگ چی شده

یونگ به پوزخند زد و گفت:نه چیزی نیست

شاینی رفتند دخل اتاقشون پیش هینا

ستاره:هینا خوبی

هینا:اره عزیزم

پرپر:چی شده ؟؟؟

هینا:هیچی اومد معذرت خواهی کرد و رفت

کیمی:تو هم حتما اخم کرده بودی

هینا:پ ن پ بگم ه ممنون که بهم توهین کردی

ایلی :پاشو بریم پایین

هینا یادش به چند لحظه قبل افتاد که یونگ اومد داخل

هینا:نه نریم

پرپر:چرا

هینا :نه نه نه بریم

کیمی دستشو گذاشت رو سرش و گفت:فکر کنم قرصتو نشسته خوردی

هینا:ههههههه

ایلی:بریم

شاینی رفتند پایین

ناهار

همه ناهار میخوردند به جز ستاره البته خیلی کم میخورد

کیمی:ستاره چته چرا غذا نمیخوری؟؟

ستاره:اخه گشنم نیست

ایلی:مریضی؟؟؟

ستاره:نه

هیونگ هم خیلی نگرانش بود

یونگ:اهم اهم

هیون:چیزی میخوای بگی

یونگ:اره

جونگ:بگو

یونگ:نمیخوام به شما ها بگم

و به هینا نگاه کرد

یونگ:هینا از فردا عصر خودم باهات تکی کار میکنم

هینا:نمیخواد

یونگ:بعد از ساعت 6

هینا:میگم نمیخوام

یونگ:غذا سر شو بخورد

هینا به فارسی:شیطونه میگه برم بکشمش

یونگ:چیزی گفتی

هینا:نهههههههههه

یونگ:اوکی

................

شب

جونگ:کی حاضر امشت فیلم ببینیم

پرپر:چه فیلمی

جونگ:خنده دار

هیون:اره

همه قبول کردن

جونگ فیلم رو گذاشت

.................

لین قدر بچه ها خندیدن که نگو بعدش هم کلی یونگ و هیون مسخره بازی در اوردن وکلی بهشون خوش گذشت

.............

ساعت 4 نصفه شب

اتاق شاینی

پرپر احساس کرد تشنش شده   و اروم بلند شد و از پله ها اومد پایین متوجه شد کسی داره تلویزیون نگاه میکنه

رفت نزدیک دید جونگ

پرپر اروم:جونگ جوونگ

جونگ روشو برگردوند دید پرپر هست و گفت:بله هنوز نخوابیدی

پرپر:اومدم اب بخورم چیکار میکنی

جونگ:هیچی میخوام فبلم ببینم

 پرپر:چه فیلمی

جونگ:ترسناک

پرپر:واییییی من برم اب بخورم(ترسید)

جونگ:میترسی

پرپر هم میخواست نشون بده یعنی نیمترسه گفت:نه نمیترسم خوابم میاد

جونگ:بیا باهم ببینیم

پرپر:خوابم میاد

جونگ:میترسی

پرپر:نخیرم نمیترسم

جونگ:پس بیا

پرپر:باشه برم اب بخورم بیام

............

پرپر تو دلش این چه غلطی بود کردم

..............

..قسمت ترسناک فیلم که خیلی ترسناک بود

پرپر وقتی این قسمت رو دید زور پرید تو بغل جونگ و اصلا حواسش نبود

جونگ هم بی حواس دستشو گذاشت رو سرش  و گفت:باشه گلم خاموش میکنم

پرپر وقای به خودش اومد دید تو بغل جونگ هست و جونگ هم فهمید چه گفته با هم گفتن:چی؟؟!!؟؟؟

پرپر:چی گفتی

جونگ:من چیزی نگفتم

پرپر:گفتی

جونگ:نگفتم

پرپر:چرا قلبت این طوری میزنه صداشو منم میشنوم

جونگ دستشو گذاشت رو قلبش و دید پرپر راست میگه

پرپر هم بی خحواس خیره شده بود به چشماش

جونگ هم اروم لبشو اورد نزدیک گونه ی پرپر و اروم بوسید

پرپر چشما از حلقه زد بیرون و تعجب  کرده بود

جونگ هم همین طور

پرپر به خودش اومد و زود بلند شد که بره بالا پاش گیر کرد به پایه ی مبل میخواست بخوره زمین که جونگ از پشت گرفتش

جونگ هم نمیدوونست چش شده

پرپر هم زود از داخل بغل جونگ اومد بیرون ورفت بالا

.........

پرپر اصلا خوابش نمی برد و خیلی خوشحال بود نمیدونست چرا

جونگ هم میگفت :من چم شده نکنه عاشقش شدم وای نهههههههه.....

.................

 

 

 

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 26 شهریور 1396 09:01 ب.ظ
Remarkable issues here. I'm very satisfied to
see your article. Thank you a lot and I am looking forward to contact you.
Will you kindly drop me a mail?
یکشنبه 8 مرداد 1396 09:31 ب.ظ
If some one wishes to be updated with newest technologies then he must be pay a visit this site and be up to date every day.
جمعه 6 مرداد 1396 10:41 ب.ظ
I'm not sure exactly why but this weblog is loading extremely slow
for me. Is anyone else having this problem or is it a issue on my end?

I'll check back later and see if the problem still exists.
پنجشنبه 5 مرداد 1396 07:52 ب.ظ
You need to take part in a contest for one of the best websites
on the internet. I most certainly will highly recommend this web
site!
شنبه 30 اردیبهشت 1396 01:51 ب.ظ
My spouse and I stumbled over here coming from a different web address and thought I
might check things out. I like what I see so i am just following you.
Look forward to looking at your web page for a second time.
یکشنبه 3 اردیبهشت 1396 09:12 ق.ظ
Quality articles or reviews is the main to invite the viewers to pay
a quick visit the site, that's what this web page is providing.
سه شنبه 22 فروردین 1396 08:53 ب.ظ
Nice post. I was checking continuously this weblog
and I'm inspired! Very useful info specifically the closing part :
) I care for such information a lot. I was looking for this certain information for
a long time. Thank you and best of luck.
جمعه 17 شهریور 1391 04:52 ب.ظ
slm khoub boud
nazanin87 مرسی
پنجشنبه 16 شهریور 1391 12:42 ق.ظ
سلام این پیام مال من نیست تووبلاگم اومد منم بهش عمل كردم بخونش ولی توروبه امام زمان قسم میدم این پیام روبخون دختری از خوزستانم كه پزشكان ازعلاجم ناامید شدند شبی خواب حضرت زینب(س)رادیدم در گلوم اب ریخت شفاپیداكردم ازم خواست اینوبه بیست نفربگم این پیام به دست كارمندی افتاد اعتقادنداشت كارشو از دست داد مرددیگری اعتقادداشت بیست میلیون ب دست اورد بدست كس دیگری افتادعمل نكردپسرشو از دست داد اگر به حضرت زینب اعتقادداری واسه بیست نفربفرست....
20روزدیگه منتظرمعجزه باش
nazanin87 من که عمل کردم حالا باید وایسیم تا معجزه
دوشنبه 13 شهریور 1391 11:13 ب.ظ
http://amour-en-portrait.ca.cx/(این یه بازی فرانسویه)صورت کسی که دوست داره ظاهر میشه خطر سوپریز شدن!(تقریبا 90%شبیه)من خواستم این بازیو دور بزنم مستقیما رفتم به اون ادرس گفت اینطوری نمیشه باید به10نفر بفرستیش نمیدونم چه طوری فهمید. حتما برو
ilsa♥✿ili♥✿ ههههه من اینکار و کردم نه شددد
یکشنبه 12 شهریور 1391 11:00 ب.ظ
سلام جیگر دستت درد نکنه.
اتفاقا اصلا هم مزخرف نبود خیلیم خوب بود من که خوشم اومد هینا خیلی خوب حاله یونگی رو گرفت
ilsa♥✿ili♥✿ هههههه باید حالشو بگیری
ممنون
یکشنبه 12 شهریور 1391 01:31 ب.ظ
سلام خانومی
خسته نباشی
خوبی؟ خوشی؟سلامتی؟
من بااجازت یه جیغ بزنمجیغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغ
ببخشیدانمیدونم چرااین قسمتوخوندم اینجوری شدم
این قسمت خیلی جیگربود من کیفورشدم وای خیلی خیلی...بود
ببخشیدآلزایمر گرفتم یادم رفت چی میخواستم بگم واسه همین سه نقطه گذاشتم
من میمیرم واسه ازاین قسمتا
میگم توقسمت بعدم ازاین اتفاقابیشتر بینشون بذار
خیلی خوش میگذره ازاین اتفاقابینشون بیفته
درکل این قسمت ترکوندی
بیصبرانه منتظر قسمت بعدیش هستم
من الان حالتام معلوم نیشت
بوسسسسسسسسسسسسسس
ilsa♥✿ili♥✿ شلام؟؟؟؟
مرسی
خوفم تو خوفی.خوشم تو خوی/سلامتم تو سلامتی (نیشخند)
منم با اجاز به غژژژژژژ بگم
غژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژژ
هههههههههههههه
واقعا خوب بود اخی خیالم راحت شد
هههههههههههههههههه
باشه هنوز قسمت بعد رو ننوشتم وایسا
اره کاش که حقیقت بود
ممنون
بوشششششششششششش
یکشنبه 12 شهریور 1391 12:23 ب.ظ
سلآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآم!
یه چیزی بگم ناراحت نمیشی؟این قسمت رو بیشتر دوست داشتم .نه اینکه قسمت های قبلی قشنگ نبودن .
من وقتی قسمت قبلی رو خوندم فکر کردم هینا خود کشی کرده!بعد که این قسمت رو خوندم کلی به فکرم خندیدم!
اونجایی هم که جونگمین و پر پر داشتن فیلم نگاه میکردن هم کلی خندیدم!مرسیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی!
ilsa♥✿ili♥✿ واقعااا؟؟؟؟؟؟؟؟
خودکشی نه بابا؟؟؟؟؟؟
هههههههههه وای من این قسمت رو دیشت صدبار نوشتم و پاک کردم تا به چیزی از داخلش در اومد
ممنون
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ

سلام به اینجا خوش نیومدید ( خونه ی خود آدم که خوش آمد گویی نداره ^_^ ) امروز یک روز جدیده ، هم توی زندگی من هم شما ... سعی کنیم اینجا یک روز خوب رو با هم بسازیم طوری که بعدا ارزش این رو داشته باشه که جزو خاطراتمون محسوب بشه ^_- پس یوروبون آجا آجا فایتینگگگگگگگگگگ
مدیر وبلاگ : nazanin-admin
نظرسنجی
دوست دارین توی این وب چی چیزایی گذاشته بشه؟





دوست دارین توی این وب چی چیزایی گذاشته بشه؟





دوست دارین توی این وب چی چیزایی گذاشته بشه؟





جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
کدهای جاوا اسکریپت