تبلیغات
*★*::korea love ::*★* - سرنوشت باور نکردنی 14
*★*::korea love ::*★*
یکشنبه 29 مرداد 1391 :: نویسنده : ilsa♥✿ili♥✿
ههههههههههههههه
اول از 19 رفت به 16 تا از 16 رفت به 10 تا از 10 تا رفت به 9تا حالا از 9تا رفته به 4 تا وایییییییییییییییی
پس این هم میره به یکی
باشه
من نیستم 3 شنبه میام همین دو سه تا نظری که دادید تایی میکنم
ممنون
بای

ستاره:ممکنه دیگه این فرصت نباشه

ایلی:باشه میریم چون هدف ما اینه

مدیر:این مسابقه شامل چند تا چیز هست این که وقتی قبول شدی باید با کسانی که میگیم همکاری کنید 2 این که حتما اهنگی که درست میکنید قبل از این  که ما تنظیمش کنیم میزارید رو اینترنت تو سایت کی پاپ ایدل 3 حتما باید برای البومتون عکس مربوط به اهنگتون داشته باشید و رقصشو هم خودتون درست کنید و اگه بد بود درستش میکنیم 4 لطفا کسانی که قوبل میشن وسط مسابقه نرن  5 این که از همه مدرسه ها هست و تلاش خودتو رو بکند از هر مدرسه سه تا گروه انتخاب میشه 6این که مدرسه برای کسانی که امروز اسم مینویسن تا مسابقه تعطیله ولی نمیتونن از باشگاه مدرسه استفاده کنند7اگه در مسابقه قبول شدید مدرسه کامل برای انها تعطیل هست و ما انها رو به یه جای دیگه منتقل میکنیم که شامل باشگاه و استودیو

کیمی اروم:قبول میکنید

ایلی:اره عالیه

هینا:پس فایتینگ

پرپر:بریم اسم بنویسیم

ستاره:اره کیمی تو برو

کیمی:باشه

مدیر:خب بیان اسم ها خودتو رو بنویسید

دبل اس رو به شاینی

کیو:کسانی که استعداد ندارن نباید بیان

جونگ:اره واقعا

هیونگ:کسانی هم که میان باید لاغر و خوشگل و خوش تیپ باشه

یونگ:مثال لباس نپوشه با یه ساپورت (ههههههههه ووای وای وای)

هیون:لباس  پسرونه هم نپوشن

شاینی هم به دبل اس یه لبخند تلخی زدند و

هینا:اوه توجه کردید کسانی که تو این مدرسه ایدل هستند خیلی فضول هستند

پرپر:فضوللللللللل هوووووووووووووو از فضولی هم رد کرده کله پوک هم هستند

دبل اس هم یه لبخند تلخی به شاینی زد

کیمی اومد پیش شاینی

کیمی:نوشتم بریم از امروز تمرین کنیم

خوابگاه دخترا

هینا:یه چیزی فکر کردید کجا باید تمرین کنیم

ایلی:راست میگه

پرپر :خب باشگاه مدرسه

ستاره:تو یکی حرف نزن مگه ندیدی گفتن نمیشه

پرپر:وایییییییی

کیمی:میریم پیش یوری

ایلی:فکر خوبیه

پرپر:به نظرتون قوبل میکنه

ستاره:اره چرا که نه

هینا:باشه قبول

 کیمی به یوری زنگ زد بعد از کلی اسرار کردند قبول کرد

ایلی:خب وسایل هاتون رو جمع کنیم بریم

هینا:خیلی وسایل برندارید

کیمی:باشه

.....................

اماده شدند داشتند از دره اتاق در میومدند که دابل اس رو دیدند

هیون:کجا دارید میرید که اسباب کشی میکنید

کیمی:به تو چه

کیو:اخی تا 3 روز از دست شما راحت هستیم

پرپر:اینو ما باید بگیم یا شما؟؟؟
جونگ:معلومه ما

ایلی:اههههههههههه هویچ یه کم از اعتماد به تفس کاذبت به من بده

یونگ:نچ نچ نچ نمیشه جونگ ندیا

ستاره:چه زود همه می پرن وسط

هیونگ:هااا یکی باید به خودت بگه

هینا:ما دوست داریم و اگه دوست داریئ میخواین پیشتون ببمونیم اگه این قدر ناراحت هستید که ما رو تا 3 روز نمیبینید

هیونگ:نهههههههه ممنون زود برید

هینا:نمی خواست تو بگب ما داشتیم میرفتیم

یونگ:هههههههه

شاینی هم باهم یه پوزخند زدن و روشونو کردند اونور رفتند

..............

باشگاه یوری

شاینی:سلام

یوری:سلام بشینید

کیمی:استاد میتونید کمکمون کنید

یوری:اره خب اهنگتون چیه

 هینا:ها؟؟

کیمی:اهنگ !!

پرپر و هینا داشتند به هم نگاه میکردند و ایلی هم داشتند نیشخند میزد

یوری:وای از دست شما

یوری رفت لپ تابشو اورد  و جلوی بچه ها گذاشت

ایلی:تی آرا دی بای دی خوبه

کیمی:نه ازشون خوشم نیماد

...........

هینا:وندر گئرلز لاو مانی

پرپر:هقققققق حالم ازشون بهم میخوره

................

ستاره:بوآ انلی وان چه طوره

شاینی:عالیه

یوری:اره این خوبه

کیمی:وای نه رقصش سخته و همچنین تو خوندش یک نفر هست

یوری:اون با من

ایلی:باشه

یوری:برید اماده شید که شروع کنیم

هینا:الان

یوری:شما 3 روز وقت بیشتر ندارید اره برید

ستاره:استاددددددد

یوری:زود

شاینی اماده شدند

مدرسه خوابگاه

هیونگ داشتبه ستاره فکر می کرد  که حالش خوبه یا نه

هیون هم دوست داشت محکم بزنه تو پای ایلی ولی وقتی یادش میومد نیست قبلش تند تند میزد

جونگ داشت به اونروز که پرپر رو نجات داده بود فکر می کرد و لبخند میزد

یونگ یه حسی داشت مثل این که دلش برای یه کسی تنگ شده بود

کیو هم داشت به اون شب که سو بهش گفت ..........(خودتون میدونید) و به حرف کیمی که می خواست بهش یه چیزی بگه ولی نگفت

خلاصه هر 5تاشون به خودشوت اومدند

هیونگ تو دلش:اه من چم شده چرا باید به اون فکر کنم

هیون زیر لبی:ایلی دستم بهت نرسه

جونگ هم داشت لبخند میزد

یونگ:چته چرا همش داری میخندی

جونگ خودشو جمع و جور کرد و گفت:هیچی فقط داشتم به هویج فکر میکردم هههههههههههه

کیو:مطمینی؟؟

جونگ:هومممم

هیون:هیونگ چته چرا داری با خودت کلنجار میری

هیونگ:منننننن هاااا دلم برایییی ها شکلات تنگ شده

یونگ:مثل من

باشگاه یوری

یوری:خب پس مشخص شدند هر کدومتون کدوماشو بخونید

شاینی:بله

..................

4ساعت بعد ساعت 9 شب

شاینی این قدر خسته شده بود که رو زمین پهن شدند دابل اس هم تصمیم گرفتند برن کلوپ

...

باشگاه یوری

یوری:بلند شید تازه 3 قسمتش رو از 18 تا یاد گرفتید باید 6 تا امشب یاد بگیرید

ایلی:استاد ما هنوز هیچی نخوردیم

یوری:به اندازه کافی همتون 3 کیلو اضافه وزن داشتید زود باشید

کیمی:باشه

هینا:امیدوارم ببیریم

ستاره:باید ببیریم

پرپر:فایتینگ

................

............

صبح روز بعد

خوابگاه دبل

کیو:اه سرم کی اومدیم خونه

هیون:هیچی یادت نمیاد

کیو:نه

یونگ:اصلا حالت خوب نبود

هیونگ تو خواب الود:خفه شید میخوام بخوابم

هیون:بی ادب

جونگ هم خواب بود

.............

باشگاه یوری

یوری:زود بلند شید

هینا چون خوابش سبک بود زود بلند شد

هینا:بح بخیر

یوری:زود بچه ها رو بیدار کن صبحونه هم بالا تو سالن هست

هینا:ممنون

هینا:کیمی کیمی

کیمی:هااااا

هینا:زود بلند شو

کیمی هم بلند شد

کیمی و هینا بچه ها رو بیدار کردند به جز ستاره

پرپر:ستاره ستی

ستاره:ها چیه

ایلی:بلند شو

ستاره:نه دیشب دیر خوابیدم خوابم میاد

هینا:ما هم دیر خوابیدیم بلند شو

ستاره رو هم به سختی بلند کردند

...................

3روز بعد





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 8 مرداد 1396 08:53 ب.ظ
I like the valuable info you provide in your articles. I'll
bookmark your blog and check again here regularly.
I am quite sure I'll learn lots of new stuff right here!
Good luck for the next!
پنجشنبه 5 مرداد 1396 07:38 ب.ظ
My partner and I stumbled over here by a different website and thought I might check
things out. I like what I see so i am just following you.

Look forward to going over your web page for a second time.
یکشنبه 31 اردیبهشت 1396 10:16 ق.ظ
Wow, wonderful blog layout! How long have you been blogging for?

you make blogging look easy. The overall look of your
site is magnificent, as well as the content!
چهارشنبه 6 اردیبهشت 1396 11:22 ب.ظ
Admiring the dedication you put into your blog and in depth information you provide.
It's good to come across a blog every once in a while that isn't the same
old rehashed information. Wonderful read! I've bookmarked your site and I'm including your RSS feeds to my Google account.
چهارشنبه 23 فروردین 1396 02:36 ق.ظ
Greate pieces. Keep posting such kind of info on your
blog. Im really impressed by it.
Hello there, You have performed a great job. I will certainly digg it and in my view recommend to
my friends. I'm sure they will be benefited from this website.
چهارشنبه 1 شهریور 1391 12:46 ب.ظ
Oni emrooz bikar bodam omadam dobareh hameye dastanaro bekhonam ke ba sarneveshte bavar nakardani shoroo kardam.
Alan be inja residam oomadam dobareh tashakor konam
Merciiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiii!
ilsa♥✿ili♥✿ mamnon azizam
سه شنبه 31 مرداد 1391 08:39 ب.ظ
لطفا عکس کاربریت رو فعال کن باشه ؟؟
ilsa♥✿ili♥✿ اوکی
یکشنبه 29 مرداد 1391 11:19 ب.ظ
Merciiiiiiiiiiiiiii oni zoodtar badi ro bezar bebineem chi mishe
ilsa♥✿ili♥✿ وایییییییییییییییییییی نمیزارم(زبونک)
یکشنبه 29 مرداد 1391 09:17 ب.ظ
سلام خانوم خانوما چه عجب
اونی ناراحت نشو از حرفم راستش اگه منم جای خواننده های دیگه بودم برات نظر نمیذاشتم چرا؟چون شما حتی نظرای قسمت12و13روهم جواب ندادی تازه داستانم که به موقع نمیذاری.
بگذریم من که جای اونا نیستم و همیشه هم نظر میذارم
این قسمتم عالی بود خیلی قشنگ بود

منتظر قسمت بعدی هستم(اونی جون لطفا به موقع بذار)
بوسسسسسسسسسسسسسس
ilsa♥✿ili♥✿ اونی اون موقع لپ تابم خراب بود با گوشی میومدم نمیشد تایید کنی الان کردم
ممنون بوشششششششششش
یکشنبه 29 مرداد 1391 03:58 ب.ظ
خیلی باحال بود ولی چرا می ذاریمون تو خماری؟؟؟؟
ilsa♥✿ili♥✿ ههاهاهاهاهاهاها دوست دارم هههههههههه
یکشنبه 29 مرداد 1391 03:23 ب.ظ

♥      ☆اپـــــم  *  ★   * ♥  ★
*      *   بدوبیا★     ★  ♡  *
   ★           ☆اپم 
  ♡      ★  *  ★   *   ☆
★  *  ★اپم   *   ☆  ★  

♥   *   ★     ★  ★اپم  *
♡   ☆           ★ 
  ♥      ☆اپـــــم  *  ★   * ♥  ★
*      *   بدوبیا★     ★  ♡  *
   ★           ☆اپم 
  ♡      ★  *  ★   *   ☆
★  *  ★اپم_
░▒██████████
░██▓▒░░▒▓██
██▓▒░__░▒▓██___██████
██▓▒░____░▓███▓__░▒▓██
██▓▒░___░▓██▓_____░▒▓██
██▓ __________________ ░▒▓██
_██▓▒░______________░▒▓██
__██▓▒░____________░▒▓██
___██▓▒░__________░▒▓██
____██▓▒░________░▒▓██
_____██▓▒░_____░▒▓██
______██▓▒░__░▒▓██
_______█▓▒░░▒▓██
_________░▒▓██
_______░▒▓██
_____░▒▓██

آپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپپم   *   ☆  ★  

♥    *   ★     ★  ★اپم  *
♡   ☆           ★ 
  ♥      ☆اپـــــم  *  ★   * ♥  ★بدو بیا
یکشنبه 29 مرداد 1391 11:23 ق.ظ
دستت درد نکنه جیگر اتفاقا امروز داشتم به این قضیه فکر می کردم که چرا داستانتو نمی زاری
ilsa♥✿ili♥✿ ااااااااا
زور نزن نمیخواد فکر کنی هیییییی

یکشنبه 29 مرداد 1391 10:55 ق.ظ
سلام همراه دوست داشتنی

بعد از چند روز...
دوباره با یه مطلب اجتماعی - فرهنگی بروزم...

توی وبلاگ " روزگار ما: حکایت دغدغه های یک مدیر "...

منتظرِ ...
حضورت...
... دریافت دیدگاه ارزشمندت
... و بویژه... شرکتت در نظر سنجی هستم...
ممنونم از همکاری و همراهیت ...

لحظات آروم و بیاد موندنی ای رو پیشِ رو داشته باشی .
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ

سلام به اینجا خوش نیومدید ( خونه ی خود آدم که خوش آمد گویی نداره ^_^ ) امروز یک روز جدیده ، هم توی زندگی من هم شما ... سعی کنیم اینجا یک روز خوب رو با هم بسازیم طوری که بعدا ارزش این رو داشته باشه که جزو خاطراتمون محسوب بشه ^_- پس یوروبون آجا آجا فایتینگگگگگگگگگگ
مدیر وبلاگ : nazanin-admin
نظرسنجی
دوست دارین توی این وب چی چیزایی گذاشته بشه؟





دوست دارین توی این وب چی چیزایی گذاشته بشه؟





دوست دارین توی این وب چی چیزایی گذاشته بشه؟





جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
کدهای جاوا اسکریپت