تبلیغات
*★*::korea love ::*★* - Sad Kindness-Episode 13
*★*::korea love ::*★*
سه شنبه 24 مرداد 1391 :: نویسنده : Kim Ee Ya ^_^

درووووووووووووود بر شما دووووستان

بخش منتخب این قسمت:
"
خانم کیم-کیم هیونگ جون،نارا نامزد دوستته.تو هم همچین آدمی نیستی که بخوای نامزد دوستت رو توی دوراهی بذاری.پس...لطفا دیگه نه رفتار بچه گانه ای کن که بفهمن تو نارا رو دوس داری،نه بهش ابراز علاقه کن!

"



لطفا برای خوندن داااستان روی ادامه ی مطلب کلیک کنین^^


                    

هیونگ-الو...

نارا-بعله...؟

هیونگ-ئه...نارا...نه؟

نارا-بعله...خودمم...کیو جونگ تو حمومه...

هیونگ-آهان...

نارا-اگه کاری ندارین قطع کنم...

هیونگ-نه...چرا!کار دارم...میشه...یعنی می تونیم...همدیگه رو ببینیم؟!

نارا-من و کیو و شما؟!

هیونگ-نه...

می خواست همه چی رو بگه.ولی...چه جوری؟!چه جوری می تونست به نامزد دوستش ابراز علاقه کنه...؟!...نباید...این کار خلاف عقایدش بود...نمی تونست این کار رو کنه...حتی اگه شده با این عشق می مرد...قطعا این یه عشق یه طرفه بود...نارا نامزد داشت...می خواست ازدواج کنه...

نارا با تعجب-من و شما؟؟

هیونگ-نه...من و کیو...

نارا-آهان...بعله...باشه...بهش میگم بهتون زنگ بزنه باهاش صحبت کنید...کاری ندارین؟!

هیونگ-نه...

نارا-پس خداحافظ...

هیونگ-خداحافظ...

و صدای یکسره ی بوق تلفن...

خانم کیم-کی بود؟

هیونگ-کوانگ نارا...

خانم کیم-نامزد کیوجونگ دیگه،نه...؟

هیونگ-آ...آره...کیو جونگ حموم بود...واسه همین اون جواب داد...

این فکر عذابش می داد...کیو چرا حموم بوده؟!...چرا اصلا باید نارا و کیو با هم زندگی می کردن؟به خودش تشر می زد"اون ها قراره خیلی زود با هم عروسی کنن...من چی کارم که این حرف ها رو می زنم؟!"...

خانم کیم-هیونگ جون...

هیونگ از افکارش در اومد:چی شده؟!

خانم کیم-چند بار صدات زدم...چا این قدر گیج شدی؟!

هیونگ-هیچی...فقط داشتم فکر می کردم...

خانم کیم-پسرم...بشین...می خوام باهات حرف بزنم...

هیونگ-در مورد چی؟!

خانم کیم-یه سری مسائل که باید بدونی...بشین...

با هم نشستن روی تخت هیونگ.

خانم کیم-نارا خیلی دختر خانوم و خوبیه.خوشگل هم هست...

هیونگ-چرا داری این ها رو به من میگی؟

خانم کیم بی توجه به سوال هیونگ ادامه داد:درسته که خونواده ی سرشناسی نداره،ولی خیلی دختر دلنشینی ئه که این خودش یه حسنه...حد اقل من که خیلی ازش خوشم اومد...

هیونگ-مامااان!چرا داری...

نذاشت حرف هیونگ تموم شه و ادامه ی حرف خودش رو گفت:ولی...باید به یه چیزی خیلی خیلی دقت کنی!اون دختر،کوانگ نارا،نامزد داره...یعنی داره با یکی دیگه ازدواج می کنه...و تو یا هر کس دیگه ای هم حق ندارین عاشقش شین...این کار واقعا اشتباهه هیونگ جون!

هیونگ-کی گفته من عاشقشم...؟

خانم کیم-فکر کردی بعد این همه سال،هنوز پسر خودم رو نشناختم؟

هیونگ-مااماااااااااان!

خانم کیم-هیونگ جون،دنبال یه دختر دیگه بگرد...باشه؟!

هیونگ-من الآن باید چه جوری حرف بزنم؟!صادقانه یا ...

خانم کیم-کیم هیونگ جون،نارا نامزد دوستته.تو هم همچین آدمی نیستی که بخوای نامزد دوستت رو توی دوراهی بذاری.پس...لطفا دیگه نه رفتار بچه گانه ای کن که بفهمن تو نارا رو دوس داری،نه بهش ابراز علاقه کن!

هیونگ-مااامااااااااان!

خانم کیم-بهم قول بده هیونگ جون...

هیونگ-من همچین قولی به هیچ کس نمیدم...

کتش رو برداشت و بی توجه به ادامه ی حرف های مادرش از اتاق رفت بیرون...

+++++++++++++++++++++++++

هیونگ-یادته سال آخری که توی دانشگاهمون بودی؟

کیو با لبخند-آره...چه دورانی بود ها!

هیونگ-آره...یادته؟!...اومده بودیم این جا...برای آخرین روز...دعوت من هم بودین!

کیو-آره...حالا چی شده یاد قدیم ها افتادی؟

هیونگ-هیچی...فقط یاد دوستی مون افتادم...اینکه چقدر با هم دوست بودیم و هستیم... که چند وقته همدیگه رو میشناسیم...؟

کیو-حدودا 5 سال میشه،نه؟!

هیونگ-آره...شاید هم بیشتر...

توی سکوت به روبروشون خیره شده بودند...

هیونگ-کیو جونگ...عذاب وجدان گرفتم...بخاطر اون همه دوستیمون...به خاطر همه چی...نمی خوام دیگه به این موضوع فکر کنم.ولی قبلش باید بهت بگم...






نوع مطلب : Sad Kindness، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 10 اردیبهشت 1397 04:31 ب.ظ
This is really attention-grabbing, You're an excessively skilled blogger.
I have joined your feed and look forward to in the hunt for more of your fantastic post.

Also, I have shared your website in my social networks
جمعه 17 شهریور 1396 02:50 ب.ظ
I read this article fully regarding the difference of most
recent and preceding technologies, it's awesome article.
یکشنبه 8 مرداد 1396 10:39 ب.ظ
Everything is very open with a very clear description of the challenges.
It was really informative. Your site is very helpful. Thank you
for sharing!
شنبه 7 مرداد 1396 12:16 ق.ظ
Pretty section of content. I just stumbled upon your web site and in accession capital to assert that I acquire
actually enjoyed account your blog posts.
Any way I will be subscribing to your feeds and even I achievement you
access consistently fast.
جمعه 6 مرداد 1396 08:00 ق.ظ
It's perfect time to make some plans for the future
and it is time to be happy. I have read this post and if I could I wish to suggest you
few interesting things or advice. Maybe you could write next
articles referring to this article. I wish to read even more things about
it!
شنبه 31 تیر 1396 06:33 ب.ظ
Hi there, i read your blog from time to time
and i own a similar one and i was just wondering if you get a
lot of spam feedback? If so how do you stop it, any plugin or anything
you can suggest? I get so much lately it's driving me insane so any
help is very much appreciated.
سه شنبه 13 تیر 1396 09:40 ق.ظ
Hi, always i used to check weblog posts here early in the break of day, as i love to gain knowledge of more and
more.
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 04:50 ب.ظ
Its like you read my mind! You seem to know a lot about this,
like you wrote the book in it or something. I think that you could
do with some pics to drive the message home a bit, but instead of that, this is magnificent
blog. An excellent read. I'll certainly be back.
یکشنبه 3 اردیبهشت 1396 09:19 ق.ظ
Nice post. I used to be checking constantly this blog
and I'm inspired! Extremely useful info particularly the final
phase :) I take care of such info much. I was seeking this particular information for a very lengthy time.
Thank you and best of luck.
چهارشنبه 23 فروردین 1396 01:37 ق.ظ
I know this if off topic but I'm looking into starting my own weblog and was wondering what all
is required to get setup? I'm assuming having a blog like yours would cost a pretty penny?
I'm not very web smart so I'm not 100% positive. Any recommendations or advice would be greatly appreciated.
Thanks
پنجشنبه 17 فروردین 1396 03:55 ب.ظ
Stunning story there. What occurred after? Thanks!
چهارشنبه 25 مرداد 1391 02:48 ق.ظ
EEEEEEEEEEEEE
esmamo yadam raft
Kim Ee Ya ^_^ بعله بعله...
چهارشنبه 25 مرداد 1391 02:47 ق.ظ
miduny betar nist nara be hyung berese?

chera in ghadr bache ha asab khodeshuno kurd mikonan
hala hyung bad bakht ye zare saro gushesh jonbide ha
.
Mer30000000000000 azizam
Kim Ee Ya ^_^ آخه خب بالاخره نامزد داره...!...
^^
خواهش میشه عسیییییییییییییییییسم
چهارشنبه 25 مرداد 1391 02:37 ق.ظ
he he he
chera hame az in hame sheklak estefade kardan etefaghy oftade?(pa na pa)
hyung chi kar karde ha

man hanuz nakhundamesh
Kim Ee Ya ^_^ ^^...
بخوووووووووووونش می فهمی!!!
سه شنبه 24 مرداد 1391 07:48 ب.ظ
Man bargashtammmmm hyung joon bikhod mikone ke Bihar kari kne!!!!
Kim Ee Ya ^_^ یوووووووهااااااااهاااااااااااا...
سه شنبه 24 مرداد 1391 04:35 ب.ظ
من اخر این هیونگو لههههههههههههههههههههههههههههه میکنمممممممممممممممممم
یعنی میخواد همه چی رو بگههههههه ؟؟
نههههههههههههههههههههه اون غلططططططططططططططط میکنههههههههههههه .. بی بی بیجااااااااااااااااااا میکنههههههههههههه
هیوووووووووووووووووووووووووووووووووونگ مگه من دستتتتتم بهتتتتتت نرررسه ..
چش سفیییییییییییییییییییییییییییییییییید
انگار داره با نامزد خودم اینکارو میکنه ..
بحثو عوض نکننننننننننننن ..
هیوووووووووووونننننننننننننننگگگگگگگگگگ
کیممممممم هیونگگگگگگگ جوووونگگگگ
Kim Ee Ya ^_^ نمییییییی دووووووووووونم!...
وووووووووووی...قضیه جدی شد!!!
آره...خیلی غیرتی شدی اوووووووووونی(یووووهااااااهااااااا)
وووووووووووووووی...
سه شنبه 24 مرداد 1391 04:05 ب.ظ
جیغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغ
یاااااااااااااااااااااااااا هیونگ جون معلوم هست چه غلطی داری میکنی؟
آخه بچه من به تو چی بگم بذاربزرگ بشی خودم خوشگلای ایرانو به عقدت در میارم جان من بیخیال نارا شو
ایش منونگاچی دارم میگم بیبی توآدم بشونیستی نکنه دلت کفگیر میخواد؟
یاااااااااااااااااااااااااااااااااکیمیااااااااااااااااااااااااا یه کاری بکن وگرنه میزنم اینو بادیوار یکی میکنم
اصلا بیخیال بذار ببینیم این بیبی چیکار میکنه
راستی این قسمتم بی نظیربود ،معرکه ،حرف نداشت
هه هه باز سیمای عصبی من قاطی کرد سلام خسته نباشیدمو خوردم
هه هه هه یادم رفت بگم دستت درد نکنه
بیخیال بابا من آدم نمیشنم
منتظرقسمت بعدیش هستم
بوسسسسسسسسسسسسسسسسسس
Kim Ee Ya ^_^ بعله...!همین رو بگوووووووووو!ولی مگه عشق این چیزها حالیش میشه...هی...زمونه...
من چی کار کنم!؟کاری از دستم بر نمیاد!!!!باید بشینیم ببینیم داااستان به کجا کشیده میشه!
مغسی اووووووووووووووونی جونم
عیبی نداره عادت کردم!!!سهلااااااام^^
مغسی...بووووووووووووووووووووووووووووس
سه شنبه 24 مرداد 1391 03:30 ب.ظ
داستان زیبای داری
Kim Ee Ya ^_^ مغسی عسیییییییییسم
سه شنبه 24 مرداد 1391 02:59 ب.ظ
اولا با کمال شرمندگی...اون ماریاندستم خورد شد ...اون طوری شد....ثانیا....سحر من و تو هوویم...بیا بریم بکشیم هیونگو...یا آدمش کنیم....
Kim Ee Ya ^_^ آدمش کنین بهتره تا بکشیدش!!!
سه شنبه 24 مرداد 1391 02:50 ب.ظ
ماذیان جلومو نگیر.....کیم هیییووووونننننگگگگگگگگگ جون....میکشمت....تو آدم نمیشی نه؟!!!!!!!!!!!!اون گیوتینمو باید روشن کنم ظاهرااااااااا....اماده مرگ شو........کیو برو کنار ...میخوام بزنم ....به 501 ذره مساوی و نامساوی تقسیمش کنم....چرا اینقدر حرصم میدی آخه؟!!!!!!!من چی بگم بهت....مامان ببینش باهاش حرفم که میزنی گوش نمیدههههههه...
Kim Ee Ya ^_^ بذار زمین اونگیوتین رو!!!تو هم اعصاب نداری ها^^
سه شنبه 24 مرداد 1391 02:50 ب.ظ
آآآآآآخهههههههه هیونگ جونم دلش داره میشکنه وقتی که داشتم داستانتو میخوندم آهنگ غمگین کمکم کنه گوگوشوگذاشته بودم حسابی برای هیونگ گریه کردم مسخرم نکنیدخوب دلم براش میسوزه آخههههههههه منم میخوام اعتراف کنم هیونگگگگگگگگ جونممممممم دوستتتتتتتتتت دارممممممم منم عشقه هیونگو میخوامممممکیوجونموهم دوست دارم ولی توروخدایه کاری کن دل دوتاشون نشکنه خواهشششششش میکنم اونی جونم
Kim Ee Ya ^_^ وااقعااااااااااااا؟!آخییییییییییییییی...عسیسم...گریه نکننننننننننن...چه کنم!؟...دست من نیست...باید ببینیم داااستان به کجا می رسه!
سه شنبه 24 مرداد 1391 01:59 ب.ظ
بحث و گفتگو دوستانه با هیونگ به هیچ نتیجه رضایت بخشی نرسید دیگه راهکار دیگه ای به ذهن من نمی رسه.
آخه بچه این کارا چیه تو می کنی هان؟
عالی بود میسی
ولی خدایی اینجا چه قدر هیونگ آدمو حرص میده
Kim Ee Ya ^_^ یووووووهااااااااهااااااااا...یکی نیس همین ها روبهش بگه!!!
مغسی عسیسم...
بعله...!
سه شنبه 24 مرداد 1391 01:40 ب.ظ
سلام دوست عزیز
می تونی با مراجعه به موزیک بامبو هم جدیدترین موزیک ها رو دانلود کنی و هم از مطالب بسیار مفید اون لذت ببری
منتظر شما هستیم

اگه دوست داشتی لطفا ما رو لینک کن تا آدرس یادت نره

http://www.musicbambo.ir
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ

سلام به اینجا خوش نیومدید ( خونه ی خود آدم که خوش آمد گویی نداره ^_^ ) امروز یک روز جدیده ، هم توی زندگی من هم شما ... سعی کنیم اینجا یک روز خوب رو با هم بسازیم طوری که بعدا ارزش این رو داشته باشه که جزو خاطراتمون محسوب بشه ^_- پس یوروبون آجا آجا فایتینگگگگگگگگگگ
مدیر وبلاگ : nazanin-admin
نظرسنجی
دوست دارین توی این وب چی چیزایی گذاشته بشه؟





دوست دارین توی این وب چی چیزایی گذاشته بشه؟





دوست دارین توی این وب چی چیزایی گذاشته بشه؟





جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
کدهای جاوا اسکریپت