تبلیغات
*★*::korea love ::*★* - سرنوشت باور نکردنی 12
*★*::korea love ::*★*
یکشنبه 15 مرداد 1391 :: نویسنده : ilsa♥✿ili♥✿
سلاممممممممممممممممم
ببخشید من نبودممممممممممممم
و الان داستانمو میزارم کم هم میزارم تا تو خماری باشید هاهاهاها
راستی المپیک نگاه میکنید من که تو شنا و ژیمناستیک دخترا طرفدار کره ای ها هستمممممممممم
راستی ممکنه داستانمم خیلی طولانی بشه تازه از الان شروع شد و خیلی که نه و کم هم نه ولی طولانی هست اخرش هم......................
برای نظرات کومااووووووووووووووو و سارانهههههههههههه
______________________________________________________________________

 

هیون:منم

ایلی:ولی فقط پتوی من هست و همه وسایلشونو بردند

هیون به شوخی:هر دوتامو لاغریم

ایلی با جدیت:خجالت بکش

هیون:هییییییی بی جنبه شوخی بود

ایلی:واقعا چیکار کنیم توی این سرما نمیشه بدون پتو خوابید

ایلی پتوشو از داخل ساکش دراورد و گذاشت رو تخت روبه رو

ایلی:برای تو

هیون:تو چی

ایلی:به خودم مربوطه

....................

هیون دیگه چیزی نگفت و پتو رو سرش کشید .هر چند که هنوز نخوابیده بود

ایلی خیلی خسته بود و فورا خوابش برده بود

هیون متوجه شد که ایلی میلرزه چون لباسش خیلی نازک بود

ایلی رو بغل کرد و گذاشتش رو زمین بعدش هم دوتا بالشت اورد و خودش کنارش دراز کشید پتو رو روی خودشون انداخت

1 ساعت

ایلی بیدار شد وقتی به خودش اومد خیلی عصبانی شد

بارون بند اومده بود

از اتاق رفت بیرون

نیم ساعت بعد

ایلی اونقدر فکرش مشغول بود که نفهمید کی استاد اومد

استاد:ایلی ایلی

ایلی به خودش اومد و گفت:اوه استاد.....

استاد نذاشت حرفش تموم بشه گفت :معلومه به کجا فکر میکنی هیون کجاست

ایلی:تو اتاق

............

اتاق

استاد:این که خوابه چرا رو زمین خوابیده

ایلی:نمی دونم

استاد:هیون هیون

هیون یکدفعه ازخواب بیدار شد و دید استاد بالای سرش هست

هیو زود بلند شد  و گفت:اوه استاد

استاد:زهر مار معلومه شما دوتا کجا بودید ........

بعد از این که استاد باهاشون خیلی دعوا کرد سوار ماشین شدند

هیون و ایلی غقب نشسته بودند و استاد جلو

ایلی بسرشو به شیشه ماشین چسبونده بود و داشت بیرون رو میدید

..................

استاد:شما چرا این قدر ساکتید

ایلی:فقط خسته ایم ...........

هیون :ایلی ایلی

ایلی:ها چی میخوای

هیون:چته تو

ایلی:باید چم باشه هااااااا

هیون موضوع رو فهمید  و هیچی نگفت

ایلی تو دلش :پسره ی بیشعور  /دختر باز خر/ واییییییییی چیکار کنم اگه کاری...................... نه ایلی اروم باش اروم باش

هیون تو دلش:واییییییییی اگه فکر کنه من دوستش دارم چی/اگه فکر کنه من کاری باهاش کردی ..................نه من باید بهش بگم هیچ علاثه ای بعش ندارم و هبچ کاری باهاش نکردم هیون قوی باش(هییییییییییییی نه بابا حالا کی خواست ما رو دوست داشته باشی ادم اهنی)

..........................

.......................

2 ساعت بعد

استاد:رسیدیدم ایلی این بلیط ها رو بگیر تا من و هیون بریم وسایل رو تحویل بار بدیم

ایلی:باشه

ایلی کنار فرودگاه وایساد و اونا رفتند

............................................

هواپیما

استاد و هیون کنار هم و ایلی هم اونور رو تکی ها

..............

ایلی خوابش برده بود و همش سرش می خورد به پنجراه هواپیما و ار خواب بیدار میشد

هیون هم مثل مرده ها خوابیده بود

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 8 مرداد 1396 10:18 ب.ظ
Sweet blog! I found it while searching on Yahoo News.
Do you have any suggestions on how to get listed in Yahoo News?
I've been trying for a while but I never seem to get there!
Many thanks
شنبه 7 مرداد 1396 12:27 ق.ظ
I for all time emailed this website post page to all my
friends, because if like to read it next my links will too.
پنجشنبه 5 مرداد 1396 08:48 ب.ظ
An impressive share! I've just forwarded this onto a colleague who was doing a little research
on this. And he in fact bought me lunch because I found it for him...
lol. So let me reword this.... Thank YOU for the meal!!
But yeah, thanx for spending some time to talk about this matter here
on your web page.
چهارشنبه 28 تیر 1396 10:32 ب.ظ
I seriously love your site.. Excellent colors & theme.
Did you build this website yourself? Please reply back as I'm hoping to create my own personal site and would like to learn where you got this from or just what the theme is named.
Many thanks!
دوشنبه 12 تیر 1396 10:10 ب.ظ
Amazing! Its really awesome post, I have got much clear idea
concerning from this paragraph.
دوشنبه 12 تیر 1396 10:07 ب.ظ
Amazing! Its really awesome post, I have got much clear idea
concerning from this paragraph.
پنجشنبه 18 خرداد 1396 09:28 ب.ظ
Everything is very open with a really clear explanation of the issues.
It was truly informative. Your site is extremely
helpful. Many thanks for sharing!
سه شنبه 2 خرداد 1396 11:46 ب.ظ
I am sure this article has touched all the internet visitors, its
really really pleasant post on building up new website.
شنبه 2 اردیبهشت 1396 05:57 ق.ظ
Thank you for the auspicious writeup. It in fact was
a amusement account it. Look advanced to more added agreeable from you!
However, how could we communicate?
پنجشنبه 19 مرداد 1391 09:55 ب.ظ
Ahem Ahem
Seda miad?
AKHE CHERA EEGHAD KAM GOZASHTI?
Vali kheli ghashang bood Mer3000000000!
Man hanooz shorooh nakardam be khondan tamoom shod
ilsa♥✿ili♥✿ ای صدا قططع وصل میشه جاتو عوض کن
ها الان داره میاد
هیییییییییییی
پنجشنبه 19 مرداد 1391 02:42 ب.ظ
چرا نمیای؟
ilsa♥✿ili♥✿ اومدم
چهارشنبه 18 مرداد 1391 10:16 ب.ظ
========================================
=============###======##=======###======
=======#======##======##======###=======
======###=====#############==###========
========##=####===========#####====###==
========###===================######====
==###==##=======================###=====
===####===========================##=##=
====##====================###======###==
====#===================#######=====#===
===##===================########====##==
===#=====####===========#######======#==
===#======###==============##========#==
===##===========================#===##==
===##==========================#====##==
====##=======================##====##===
=====##==####============####=====##====
======##====##############=======##=====
=======###=====================###======
==========###===============###=========
============#################===========
===================###==================
===================###==================
===================###==================
Apam.Apam.
bddoooooooooo.
montazeram.
ilsa♥✿ili♥✿ کشتی منو
دوشنبه 16 مرداد 1391 09:02 ب.ظ
جیغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغ
آخه دختر من به تو چی بگم کی میخوای دست از فرشته بودنت برداری و آدم بشی
چرا منو حرص میدی کم خودم حرص میخورم تازه دیشبم مسموم شدم امروزم که روبه قبله اومدم داستانتو بخونم که اولش نزدیک بود مانیتوررو خورد کنم از عصبانیت(کم هم میزارم تا تو خماری باشید هاهاهاها
)
دفعه دیگه اگه کم بذاری خونم میفته گردنت
درکل این قسمت خیلی کم ودرصد حرص دادنش بالابود ولی من که بی حال بودم سرحال اومدم دیگه منو حرص نده اونیییییییییییییییییییییییییی
منتظر قسمت بعدی هستم
ilsa♥✿ili♥✿ ههههه
هییییییییییییی فرشته؟؟؟!!!هییییییییی
حالا اون مانیتور رو خورد نکن خرج میزاری رو دست مامن و بابات ههههههه خمازی هاهاهاهاها
اقا غلط کردم دیگه کم نمیزارم
کم مونده قاتل بشم(نیشخند)
اقا غلط کردم دیگه کم نمیزارم
دوشنبه 16 مرداد 1391 02:06 ب.ظ
سلام خیلی قشنگ بود اونی یوبونیم فاینتنگ چی جاچوتاگو گومائووووو.بای
ilsa♥✿ili♥✿ کومااو اوندی فایتینگ
دوشنبه 16 مرداد 1391 01:41 ق.ظ
خیلی قشنگ بوووووود اونییییییی.
ilsa♥✿ili♥✿ هههههه واقعا
دوشنبه 16 مرداد 1391 01:37 ق.ظ
خیلی دستت درد نکنه عالی بود
ilsa♥✿ili♥✿ خواهش میکنم قابل نداشت
یکشنبه 15 مرداد 1391 11:46 ب.ظ
Mesle hamishe aliiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiii!
Kash zoodtar pan shanbe biad
ilsa♥✿ili♥✿ هههههههههه ممنون
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ

سلام به اینجا خوش نیومدید ( خونه ی خود آدم که خوش آمد گویی نداره ^_^ ) امروز یک روز جدیده ، هم توی زندگی من هم شما ... سعی کنیم اینجا یک روز خوب رو با هم بسازیم طوری که بعدا ارزش این رو داشته باشه که جزو خاطراتمون محسوب بشه ^_- پس یوروبون آجا آجا فایتینگگگگگگگگگگ
مدیر وبلاگ : nazanin-admin
نظرسنجی
دوست دارین توی این وب چی چیزایی گذاشته بشه؟





دوست دارین توی این وب چی چیزایی گذاشته بشه؟





دوست دارین توی این وب چی چیزایی گذاشته بشه؟





جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
کدهای جاوا اسکریپت