تبلیغات
*★*::korea love ::*★* - Sad Kindness-Episode 8
*★*::korea love ::*★*
پنجشنبه 12 مرداد 1391 :: نویسنده : Kim Ee Ya ^_^
درووووووووووووود بر دووووستان

بخش منتخب این قسمت:
"

در رو باز کرد و وارد شد...چراغ ها خاموش بود...هل کرده بود...نگران نارا شده بود...با نگرانی شروع کرد به صدا کردنش:نااارااا!
"


لطفا برای خوندن داااستان روی ادامه ی مطلب کلیک کنین^^
                     

در زد...

با صدای گرفته و خوابالو جواب داد:هاااااان؟؟؟

کیو-نمیای بیرون؟

نارا-خوابم میاد...نه...بذار بخوابم...

کیو-بیام تو؟

چشم هاش باز شد...

نارا-نه!یه وقت نیای ها!

کیو-چرا؟ نمی تونم بیام توی اتاق نامزدم؟

نارا-نچچچچچچچچ!نمیای آقا ی کیم!حالا برو بذار بخوابم!

کیو-چی چی رو بخوابی؟بلند شو ببینم!

نارا-چرا باید بلند شم؟

کیو-که با هم بریم بیرون...امروز تا ظهر مرخصی دارم...

نارا-اووووووووووووف!وایسا لباسم رو عوض کنم بیام!

لباسش رو عوض کرد...رفت توی پذیرایی...

ناا-نمیشه دست و صورتم رو هم بشورم...؟

کیو-بدو...بدو که کار داریم!

نارا-صبحونه چی؟نمیشه بخورم؟

کیو-نچ!بدو برو بیا!!!

رفت،دست و صورتش رو شست و اومد...کیو محکم دستش رو گرفت و گفت:بزن بریم!

نارا-هاااااااان؟!

و با خودش بردش بیرون.کفش هاشون رو پوشیدن و راه افتادند...

نارا-داریم کجا می ریم؟

کیو-اول از همه یه جایی که یه چیزی بخوریم...کافی شاپ چطوره؟

نارا-عاااالیه...من عاشق قهوه م...

کیو-بریم...

مسافت رو طی کردند و بالاخره رسیدند به یه کافی شاپ.وارد شدند...نشستند پشت یه میز و سفارششون رو دادند.دو تا کیک هم سفارش دادند و خوردند...بعد صبحونه دوباره راه افتادند...

نارا-حالا دیگه داریم کجا می ریم؟

کیو-شهربازی چطوره؟

نارا-شهــ...شهر بازی؟؟؟؟

کیو سرش رو به علامت تایید تکون داد...

نارا-جدی؟

کیو-اوهوم...حالا بریم؟

نارا با ذوق-بریم...

یه ماشین گرفتند و رفتند شهربازی...

کیو-میای بیم سوار اون شیم؟

نارا-اوووون؟!من از ارتفاع می ترسم...

کیو-محکم می گیرمت!

محکم تر دستش رو گرفت و رفتند سمت سفینه...سوار شدند...گرمای دست کیو واسش آرامش بخش بود...هر ترسی رو خود به خود از بین می برد...می خواست همیشه این دست ها واسه خودش باشه...

+++++++++++++++++++++++++++++

کیک رو گذاشت روی میز و چراغ ها رو خاموش کرد...

در رو باز کرد و وارد شد...چراغ ها خاموش بود...هل کرده بود...نگران نارا شده بود...با نگرانی شروع کرد به صدا کردنش:نااارااا!

و رفت سمت چراغ که نارا رو پشت میز دید و روی میز یه کیک کوچولو...با لبخند و ذوق رفت جلو...

کیو-فکر نمی کردم یادت مونده باشه!

نارا-نامزدت رو دست کم گرفتی؟؟؟

کیو-نه...ولی...خب...واقعا غافلگیرم کردی...

نارا-تولد مبارک کیم کیو جونگ...

کیو با لبخند و ذوق:شمع ها رو روشن نمی کنی؟

نارا-الآن...

شمع ها رو روشن کرد...

نارا-حالا وقت آرزو ئه...

کیو چشم هاش رو بست.دست هاش رو به هم زنجیر کرد و لبخند ز...توی دلش آرزو کرد نارا تا ابد دوسش داشته باشه و خودش هم همیشه همین جوری عاشق نارا بمونه...

چشم هاش رو باز کرد و شمع ها رو فوت کرد...نارا دست زد...

نارا-چه آرزویی کردی؟

کیو-تو چی کار داری؟

نارا-ئهههه!

کیو-مرسی واسه تولد،عزیزم...

صورتش رو نزدیک صورت نارا برد که نارا یهو گفت:آهاان!راستی!کادو ت!!!

با خنده صورتش رو عقب برد...

نارا بلند شد و از توی کیفش یه کادو در آورد و به سمت کیو گرفت.کیو کادو رو گرفت...نارا دوباه کنارش نشست...

کادو رو باز کرد...یه دستبند بود...

نارا-می دونم...خیلی گرون نیست...ولی...

کیو-خیلی قشنگه...قیمتش مهم نیست...واقعا ممنونم...

و دوباره صورتش رو جلو برد و لب نا را رو آروم و با احساس بوسید...

دستبند رو همون موقع توی دستش کرد...

                     
منتظر قسمت بعد باشین که حسابی مهمه^^





نوع مطلب : Sad Kindness، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 27 شهریور 1396 07:43 ق.ظ
Hello! I know this is kinda off topic however , I'd figured I'd ask.
Would you be interested in trading links or maybe
guest writing a blog article or vice-versa? My blog covers a lot of
the same topics as yours and I believe we could greatly benefit from each other.

If you might be interested feel free to shoot me an email.
I look forward to hearing from you! Terrific blog by the way!
یکشنبه 8 مرداد 1396 09:40 ب.ظ
My brother suggested I might like this website.
He was totally right. This submit truly made my day.
You cann't imagine simply how much time I had spent for this info!
Thank you!
جمعه 6 مرداد 1396 11:14 ب.ظ
Hey there, I think your website might be having browser compatibility issues.
When I look at your website in Safari, it looks fine but when opening in Internet
Explorer, it has some overlapping. I just wanted
to give you a quick heads up! Other then that, superb blog!
جمعه 30 تیر 1396 03:14 ب.ظ
This is very interesting, You are a very skilled blogger.

I've joined your rss feed and look forward to seeking more of your fantastic post.
Also, I have shared your web site in my social networks!
سه شنبه 13 تیر 1396 12:14 ب.ظ
I every time used to study post in news papers but now as I am a user of internet therefore from
now I am using net for content, thanks to web.
شنبه 30 اردیبهشت 1396 08:59 ب.ظ
Today, I went to the beach front with my children. I found
a sea shell and gave it to my 4 year old daughter and said "You can hear the ocean if you put this to your ear." She put the shell to her ear and screamed.
There was a hermit crab inside and it pinched her ear.
She never wants to go back! LoL I know this is totally off
topic but I had to tell someone!
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 02:55 ب.ظ
Way cool! Some extremely valid points! I appreciate you writing this write-up and also the rest of the site is also very good.
شنبه 2 اردیبهشت 1396 06:23 ق.ظ
Hey! Quick question that's totally off topic. Do you know how to make your site mobile friendly?
My website looks weird when browsing from my iphone. I'm trying to find a theme or plugin that might be able to fix this issue.
If you have any suggestions, please share. With thanks!
سه شنبه 17 مرداد 1391 08:55 ب.ظ
اونی خیلی بدی باهات قهرم
Kim Ee Ya ^_^ چراااااااااااااااااااااااااااا؟!!؟!؟!
شنبه 14 مرداد 1391 01:20 ب.ظ
جون من زودتر بزار دیگهههههههههه
Kim Ee Ya ^_^ ^^
بوووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووس^*^
فردا میذارم دیگه...یه کوچولو فقط مونده^^
شنبه 14 مرداد 1391 12:55 ق.ظ
woooooooooow...
این پارتش معرکه+عاللللللللی بود
Kim Ee Ya ^_^ مغسی عسیس دلم...بوووووووووووووووووووووس
جمعه 13 مرداد 1391 04:54 ق.ظ
ایولللللللللللللللللللللللللللللللللللللل
تو یه ج دیگه ای به جز مغسییییییییییی نداری؟؟ هردفعه که برات کامی گذاشتم همش سروتهش رو هم اوردیو گفتی
مغسیییییییییییییییییییییییییییییی
عیب نداره .. هرجور خودت دوست داری .. فقط زیاد رسمی نباش .. ببین من چقدر پرروام که زود صمیمی میشم ..
هههههههه .. داستانت عالی بود عزیزم .. من منتظرممممممم گلممممم
Kim Ee Ya ^_^ ئههههههههههه...ببخشید...من رسمی نیستم اووونی...مغسی رو در جواب مثلا خوب بود و این ها میدم...با همه همین جوری ام...ببخشیییییییید ناراحت گشتی^^...
بوووووووووووووووووووووووووووووووووووس^*^...
خوشحالم دوسش داشتی^^...
جمعه 13 مرداد 1391 01:59 ق.ظ
خیلی قشنگ بود
یه حسی بهم میگه قصد داری اینارو جدا کنی؟
نکننننننننننننننننننننننننننننننننن این کارو کیمیا چه طور دلت میاد آخه یعنی تو انقدر بی رحمی
(واااااااااااااااااای باز من قاط زدم زیادی جو دادم به قضیه تو جدی نگیر)
Kim Ee Ya ^_^ مغسی...
نمی دونم^^
اتفاقات که دست من نیست^^...من فقط می نویسمشون^^...
پنجشنبه 12 مرداد 1391 06:04 ب.ظ
Yani ghesmate baad Hyung miad?
Yaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaay!
Een ghesmat ham mesle baghei ali bood.
Migam man nazaram ekam tekrari shode shoma bebaghsh
Kim Ee Ya ^_^ بعله بعله...^^
مغسییییییییییعسیسم^*^
نه عسیسم...اتفاقا همین که نظر میدی یه عوووووووولمه واسم ارزش داره...بووووووووووووووس
پنجشنبه 12 مرداد 1391 03:48 ب.ظ
جیغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغ
وای تروخداشرمنده کرکه نشدی
خیلییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی خوشمله........خودمونیم این داداش کیو خدای رومانتیکاستا
گفتی قسمت بعدی مهمه هی شیطون نکنه داداش هیونگ قراره بیاد؟
جیغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغ.......وای من فرت میشم تا قسمت بعدیمنتظرش هستم بوسسسسسسسسسس
Kim Ee Ya ^_^ نه اووونی...کر نگشتم...عادت دارم به این جیییییییییغ ها...یه مامان پرپر دارم،خودش خدای جیییییییییییییغه^^
مغسیییییییییی عسیسم...بعله بعله...همسر دلبند ماست دیگه^^
بعله...قراره بیاد^^
یووووووووهاااااااااااهااااااااا...فرت نگرد اوووووووووونی...تا یکشنبه یه کوچولو دیگه مونده فقط^^
بووووووووووووووووووووووووووووووووووووس
پنجشنبه 12 مرداد 1391 12:57 ب.ظ
وااای ...خیلی قشنگه....ماریا اینبار میخوام به حس تو اعتماد کنم.....امیدوارم بیااااااااااااااد.........وای خیلیییییییییییی قشنگهههههههههههههههه..........جییییییییییییییییییییییییییییییغ.....جیییییییییییییغ...(بازم جغجغه شدم....)
Kim Ee Ya ^_^ مغسی عسیسم...میاد...قسمت بعد با هیووونگ می آییم^^...
پنجشنبه 12 مرداد 1391 12:18 ب.ظ
Aliiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiii
Dige nemidonam bayad chi bega.
Kheli khob bood
Kim Ee Ya ^_^ مغسیییییییییییییییییی^*^...
پنجشنبه 12 مرداد 1391 12:04 ب.ظ
قسمت بعدی هیونگ میاد
اره؟ اره؟ اره؟ اره؟؟؟؟؟
ارههههههه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
Kim Ee Ya ^_^ آره...^^
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ

سلام به اینجا خوش نیومدید ( خونه ی خود آدم که خوش آمد گویی نداره ^_^ ) امروز یک روز جدیده ، هم توی زندگی من هم شما ... سعی کنیم اینجا یک روز خوب رو با هم بسازیم طوری که بعدا ارزش این رو داشته باشه که جزو خاطراتمون محسوب بشه ^_- پس یوروبون آجا آجا فایتینگگگگگگگگگگ
مدیر وبلاگ : nazanin-admin
نظرسنجی
دوست دارین توی این وب چی چیزایی گذاشته بشه؟





دوست دارین توی این وب چی چیزایی گذاشته بشه؟





دوست دارین توی این وب چی چیزایی گذاشته بشه؟





جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
کدهای جاوا اسکریپت